خداحافظ برای تو چه آسان بود/ولی قلب من از این واژه لرزان بود
من به درک ... بذار خوشبخت بشه ... بذار روزهاش رنگی بشن ... بذار لبش خندون باشه ... تو که میدونی وقتی میخنده چقدر خوشگل میشه!! ... بخندونش تا همه به تو احسنت بفرستن به خاطر خلق کردن این همه زیبایی! ... غصه هاش رو ازش بگیر ... بذار صبح که از خواب بیدار میشه زندگی واسش زیبا باشه! ... بذار شب که میخوابه شکرت کنه به خاطر خوشبختی هاش! ... مواظبش باش! ... هروقت دلش گرفت بغلش کن! ... از خدا بودنت کم نمیشه! ... کاری کن تا خیلی ها حسرت زندگیش رو بخورن! ... هر کسی رو که دوستش داره بهش بده ... یادت باشه که طرف آدم خوبی باشه! ... اذیتش نکنه ... از گل نازکتر بهش نگه! ... این یکی رو حتما یادت باشه!! ... اینقدر باهاش خوب باش تا هیچ وقت بهت شک نکنه! ... تا هیچ وقت فکر نکنه که نیستی ... یادت نره که از تاریکی میترسه! ... برق ها که رفت بهش بگو نترس من اینجام!! ... کسی رو بهش بده تا حتما رسم عاشقی رو بلد باشه! ... مرد باشه ولی عاشق! ... دیگه سفارش نمیکنم! ... جون تو و جون اون! ... من تو و همه ی دنیات رو با اون شناختم! ... پس مواظبش باش ... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد/ نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت/ ولی آنقدر سخت مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكی سازند/گلويم سوتكی باشد به دست طفلكی گستاخ و بازی گوش/و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد/و خواب خفتگان خفته را در گلويم آشفته تر سازد/بدين سان بشكند سكوت مرگبارم را.... من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی رفتی و توی قلبم یار تو جا گذاشتی روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی...

![]()

دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره... ![]()

وحشت از عــشق که نه !
ترس من از فاصله هاست !
وحشت من از غصه که نه !
ترس من از خاتمه هاست !
ترس بیهوده ندارم...
صحبت از خاطره هاست !
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست !
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست !
گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ماست...! ![]()

تو بودی کنارم اما غصه تو همش می خوردم
خواب دیدم نیستی کنارم، کاشکی تو خوابم می مردم
این نبود سزای کارم منو از خودت برونی
جز تو هیچ کسو نداشتم، تو که اینو خوب می دونی
ناز شصتت آخه اینبار هر چی بود زدی شکستی
من چقد واست می مردم، اما تو دوسم نداشتی
جای خالیت توی خونه، به خدا عذاب و درده
به خودم دلخوشی میدم، اون که رفته بر می گرده
چوب این سادگیامو، از تو خوردم...از تو خوردم
کاش همون روزای اول تو رو از یادم می بردم
منم و یه دنیا گریه، تو به پای کی نشستی؟
من تو بی کسیم می میرم، تو تو آغوش کی هستی؟
عکستو ببن هنوزم، رو دیوار خونه جاشه
در و همسایه به طعنه، میگن: جاش خالی نباشه!
این سکوته خونه انگار قصد جون منو کرده
عشق من ببین نبودت، باز منو دیوونه کرده
![]()
¸¸.•*´عشق افسانه ای¸¸.•*´
با تو من بیگانه هستم بعد از این * فکر کن دیوانه هستم بعد از این
قصر رویای مرا کردی خراب * کنج این ویرانه هستم بعد از این
تو دلت با او، و من از راه دور* دور تو پروانه هستم بعد از این
هرکسی آمد به طعنه گفت و رفت * بی دل و جانانه هستم بعد از این
گفته بودم عشق یک افسانه است * من خودم افسانه هستم بعد از این...
![]()

حلالم کن دارم میرم چقدراین لحظه دلگیره
گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره
نگام کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی
چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی
پرازبغضم پرازگریه پرازتلخی وشیرینی
حلالم کن دارم میرم منوهرگز نمی بینی
حلالم کن اگه دستام به دستای توعادت کرد
آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد
کلاف آرزوهامو چراهیشکی نمی بافه
برای ما دوتا عاشق جدایی دورازانصافه
تمام سهم من از تو یه حلقه س که توو دستامه
تمام سهم تو ازمن یه عشق بی سرانجامه
تو بارونی ترین ابری من از پاییز لبریزم
چه معصومانه می باری چه مظلومانه می ریزم
![]()

***
سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند / غافل از واقعه روز حسابت نکند
ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی / آنچنان باش که ارباب جوابت نکند...
:ادامه مطلب:![]()

نيمه گمشده ام آخر کيست
اين سواليست که با خود دارم
نيمه گمشده ام يک سيب است
سيب سرخي که ز باغ ازلي مي آيد
نيمه گمشده ام يک آهوست
وچه چشمان سياهي دارد
چقدر تندرواست
مثل اين که دل او نيز هوايي دارد
نيمه گمشده ام يک درياست
چقدر موجو تلاطم دارد
چقدر جذر چقدر مد چقدر آبي روشن دارد
نيمه گمشده ام يک رود است
از کنار دل من مي گذرد
و ترش مي سازد به هواي دل سودا زده اش
نيمه گمشدهام يک کوه است
پر صلابت پر حجم و عجب شرم و حيايي دارد
نيمه گمشده ام يک بيد است
که به مجنون صفتي مشهور است
نيمه گمشده ام يک فصل است
که همه فصل خدا را دارد
نيمه گمشده ام يک ساز است
و صداي ني مجنون دارد
و صداي دل پر درد زمان که براي دل من مي خواند
نيمه گمشده ام يک ابر است
سيرت و صورت زيبا دارد
ولي گه گاه دلش مي گيرد پس کمي اشک ز خود مي بارد
نيمه گمشده ام يک دشت است
پر ز گلهاي شقايق شده است
پر ز عطر است پر ز سنبل
پر ز خواب گل مريم شده است
نيمه گمشده ام مهتاب است
که شب تار به هم مي پويد
نيمه گمشده ام يک تنهاست
که دلي پر ز شکايت دارد
و کسي را به نفس مي خواهد که بر او راز و غم دل گويد
نيمه گمشده ام در ياد است
و درون دل من مي ماند
نيمه گمشده ام را ز خدا مي خواهم
و براي دل مهتابيمان نور و عشق ابدي مي خواهم
نور و عشقي ز صفا مي خواهم که ميان من و اوجاويد است![]()

چنان دل کنده ام از دنیا که
شکلم شکل تنهائیست
***
ببین مرگ مرا در خویش که
مرگ من تما شائیست
***
مرا در اوج می خواهی
تماشا کن, تماشا کن
***
دروغین بودم از دیروز
***
در این دنیا که حتی ابر
***
همه از من می گریزند
![]()
ورق بزن هق هقمو تو بغض تلخ اون مزار
بشین کنـــار قبـــر من درد دلامــو بشنــو
دلم گرفته نازنین برات یه سینه حرف دارم
کنـــار این خـــاک صبــور غربتمـو حوصلــه کن
تو خط به خط گریه هات خاطره هامو دوره کن
میخوام بگم یادت نره خاطره هامونو عزیز
نه نمیگم گریه نکن اشک بریز اشک بریز
یـادت نـره یـه روزی قلب پـر از غصـه و سرد
غربت چشمای تو رو با گریه هاش ترانه کرد
تنهایی بدجوری داره حوصله مو سر می بره
حال تـــو بدتــر از منــه حـال من از تـو بدتــره
بازم بیا ترانه تو تو گوش لحظه هام بخون
بــذار تـا آروم بگیرم یکم کنــــار من بمـون
بذار که اشک من و تو گونه ی عشقو تر کنه
بذار خدا ببینه که من و تو مال هم بودیم
جواب بی جوابیــه سؤال حـال هم بودیم
گریه کن گریه کن اینجا آخــر خط ظریف احساسه
گریه کن گریه کن آخه عشق تو اینجا غریب و بی کسه
حالا که سهمم از چشات هیچی به جز خاطره نیس
یــــه یادگـــــــاری از خودت رو سنگ قبــــرم بنویس
![]()

تو رو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم
تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی
توی رویاهای من عشق همیشگی بودی,,,![]()
دفتر عشـــق كه بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواین التماسرو
...............
.........
....![]()

از چه گویم!!!
از احساساتی که از بیانش عاجزم
از دردی که ازهجران توست
از چشمانی که برای تو می گرید
از اشک های شبانه ام که در غم دوری تو همانند ابر بهاری می بارند
ازلحظه هایی که هر ثانیه اش یک عمر می گذرد
از زبانم که شهامت بیان حرف قلبش به تو را ندارد
تو کیستی که این گونه قلب مرا در دستانت می فشاری
تو چیستی که این گونه بی قرار دیدنت هستم
ای کاش می دانستی که جایگاهت در قلبم کجاست
ای کاش می دانستی تمام این قلبم برای توست
فقط قادرم بگویم دلم برایت خیلی تنگ شده است
و من این دلتنگی برای تو را دوست ندارم...![]()
![]()

منم و گريه ممتد نصف شبم دوباره دلم مي گيره
حالا که نيستي و بغض گلوم و گرفته چه جوري بشکنمش
بيا و ببين دقيقه هايي که نيستي
اونقده دلگيره، که داره از غصه مي ميره
عذابم ميده اين جاي خالي، زجرم ميده اين خاطرات و
فکرم بي تو داغون و خسته اس، کاش بره از يادم اون صدات و
عذابم ميده، عذابم ميده، عذابم ميده، عذابم ميده
منم و اين جاي خالي که بي تو هيچ وقت پر نميشه
منم و اين عکس کهنه که از گريه ام دل خور نميشه
منم و اين حال و روزي که بي تو تعريفي نداره
منم و اين جسم تو خالي که بي تو هي کم مياره
تا خوابت و مي بينم مي گم شايد وقتش رسيده…
بي خوابي مي شينه توي چشمام مهلت نمي ده
نه، دوباره نيستي تو شعرام حرفي واسه گفتن نداره
دوباره نيستي و بغض گلوم و مي گيره باز کم ميارم
حالا که اميد بودن تو در کنارم داره مي ميره
منم و گريه ممتد نصف شب و دوباره دلم مي گيره
حالا که نيستي و بغض گلوم و گرفته چه جوري بشکنمش
بيا و ببين دقيقه هايي که نيستي
اونقده دلگيره، که داره از غصه مي ميره...![]()

من تنها نيستم, اشکهايم را دارم,
![]()

نفرين به عشق و عاشقي
نفرين به بخت و سرنوشت
به اون نگاه كه عشقتو، تو سرنوشتِ من نوشت!
نفرين به من... نفرين به تو... نفرين به عشقِ من و تو!
به ساده بودنه منو... به اون دلِ سياهِ تو!
![]()

وقتی میای رو قبر من رو خاک سرد این تنم
اشکی بریز از ته دل برای شادی دلم
وقتی میای پا میذاری رو خاک و این سنگ غریب
دستی بکش رو اسم من تا که نباشم بی نصیب
وقتی میای که دیگه من پوسیدم توو این سیاهی
دله تو گرفته اما می مونی توو این تنهایی
وقتی میای رو خاک من درد دلاتو گوش میدم
پژمرده میشی رو خاکم با گریه های دم به دم
وقتی میری با چشم تر توو اون لحظه های آخر
توو این ظلمت بذار باشم این روحمو با خود نبر
وقتی میری مرگ منو از خاطر دلت پاک کن
توی روزهای تنهائیت منو از خیالت پاک کن
وقتی میری این تنمو با خنده هات دلشاد کن
اشکی بریز گاهی وقتا لحظه ای منو یاد کن
الهی که خوشبخت بشی تا که نباشی پریشون
عشق تو جاریه اینجا زیر این خاک توو این زندون...
![]()

حالا چی شده که واسه دیدنم حســـی نداری
می گفتی یه لــحظه از دوری من آروم نداری
کنج اتاقت می شینی همش برام چشم انتظاری
تو که حسرت یه لحظه عاشقیٌ روو دلم گذاشتی
می دونم که از همون اول تو منٌ دوسـتم نداشتی
فکر نکن که حرفام یه خواهش یـــــــه التـــماســه
بدون که این حرفام نشونهای واسه مرگ احساسه
واسه منٌ تو نمونده حتی یــــه فرصــــــتی
نمی خوام که از تو بشنوم حتی یه صحبتی...
![]()
.:دکترشريعتی:.
![]()

هيچ وقت به ياد من بودي؟
اگه بودي كه شما هم نبايد تا به حال
خوابي به چشاتون اومده باشه
اِنقد انتظار كشيدم كه چشمونم كم سو گشته
اِنقد درد كشيدم كه رمقي برام نمونده
و اِنقد گريستم كه كوير چشمونم تَرَك برداشته
ولي هيچ گاه به بالينم نيومدي و من تنها بودم
اون روز مثله سنگي بودم كه تو از دلم روييدي
و مثله گلي زيبا ، از شكاف سنگ سر بر آوردي
چه مهيج بود و چه عاشقانه
گلي خوشبو كه عطرش هر دلي رو مست مي كرد
از عطر تو نفس مي كشيدم
بيدار مي شدم و زندگي مي كردم
چقد اين لحظات شاعرانه بودند
آسمون آبي تر بود و هوا پاكتر
خورشيد درخشانتر و زندگي زنده تر بود
و مرگ اون دور دورا جان سپرده بود.
ولي روزي كه اولين رهگذر رسيد
چشمش كه به شما خورد
پا رو سينه ام گذاشته
شما رو چيد و با خودش برد
اشكام چشمه ساري شدند در مسير دريا
مثله دلم كه دريايي خروشان بود
ولي هرگز دريا هم نتونست غمارو از وجودم بشويه
هر روز از جاي خالي شما از سينه ام خون فوران مي كرد
و اسم شما روي سينه ام نقش مي بست
انگار كه ريشه هاتون در دلم موند
و دلمو احاطه كرده و مي فُشُرد
و بارون كه تحمل اين خاطرات تلخو نداشت
دايم اسم اين ناشناسو
از رو سينه ام مي شست و پاك مي كرد
تا اينكه يه روزي غصه ها كار خودشونو كردند
صدايي مهيب در كوه پيچيد
و اون تخته سنگ متلاشي شد
صداي شكستنش مثله زجه اي بود كه دلارو مي آزرد
و خرده هاي اون سنگ شكسته به دره سرازير شد
و زير خاك مدفون گشتند
ولي من از رهگذراني كه له ام مي كنند
و دلمو به درد ميارند
هنوزم متنفرم.
![]()

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاریم![]()

گفتی از ناله در این نامه فراوان بنویس !!
گفتی و رفتی و جستی و ندانستی تو
که من از روز ازل بسته به زنجیر تو ام ...
شبم از غم ، غمم از تو و تو گفتی بنویس !!!
غم از این غم که ندارد ثمری هر سخنی ...
و از این غم بسیار
که نخواندست کسی از ورقی ... !!
گفتی از آنچه تو داری بنویس ؛
گفتی از آنچه تو خواهی بنویس ؛
گفتی از آنچه تو دانی بنویس ؛
گفتم از غم بنویسم که چرا
گفتم و رفتم و جستم و ندانستی تو ،
غم من آنچه تو می پنداری نیست !!!
:ادامه مطلب:![]()
حس پرواز
حس مردن
حس اون پرنده پیر
وقت آخرین پریدن!
حس گنجشک
که نشسته رولب بوم
وقت خوندن
حسه گریه
واسه دیدن
برای به عشق رسیدن
پرم از حسای زیبا
حس فریاد
لب ساحل
رو به امواج
آره من الان پرم
پرم از حسای تازه
که ندارن دیگه لبخند...
![]()

کاش می شد تو جنگلا،یه کلبه داشتیم من و تو
زمین و شخم می زدیم ،دونه می کاشتیم من تو
خودمون خونه می ساختیم ،دستامون گلی می شد
آهن و بتن نبود،دیوارا،کاگلی میشد
وقتی هیزم می آوردم تو میشستی رو به روم
می چکید نم نم بارون رو درختا روی بوم
آتیش کلبه به را بود ،دیگه سردت نمی شد
غم نون زانو می زد،حریف مردت نمی شد
کاش رو کول آدما خورجینی از غصه نبود
عشق آدما به هم فقط توی قصه نبود
کاشکی رو سر گلا منت باغبون نبود
واسه امنیت شهر ،گزمه و پاسبون نبود...
:ادامه مطلب:![]()

دلم میخوادوقتی میای کوچه روآب پاشی کنم
رودیوارای شهرمون عکستو نقاشی کنم
دلم میخوادوقتی میای توکوچه قربونی کنم
صحن وسرای خونه روبرات چراغونی کنم
دلم میخوادوقتی میای یه عالمه گل بیارم
یه شاخه ازاون گل هاروتوباغ قلبت بکارم
دلم میخوادوقتی میای بدی هاروخط بزنم
بعدخودمویواشکی کنج دلت جابکنم...
:ادامه مطلب:![]()
:ادامه مطلب:![]()

روزهایی که با چند خاطره,تلخ,و,شیرین به,سر رسید...
وتنها یادگار از آن روزها یک قلب شکسته,برجا ماند...
روزهای شیرین عاشقی گذشت,و,امروز من تنهای تنهایم...
گذشت,و,اینک دلم هوای تورا کرده است...
دلم تنگ است برای آن لحظه,های شیرین با هم بودنمان...
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است...
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقیمان تکرار می شد...
کاش دوبارهمی توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم...
دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است عزیزم...
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی...
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند...
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم...
برگرد! بیا تا فصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم...
برگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشد...
دلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شده است...
چه عاشقانه دستانم را می گرفتی و در کنارم قدم میزدی...
چه عاشقانه مرا در آغوش خود می فشردی...
و به من می گفتی که مرا دوست می داری...
چرا رفتی از کنارم؟ تو رفتی و من تنهای تنها...
در این دنیای,بی,محبت با چند خاطره تلخ مانده ام...
برگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود...
دلم بدجور برای تو،برای حرفهایت، درد دلهایت،صدای گریه هایت تنگ شده است...
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم...
با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن...
تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم...
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم...
و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم...
:ادامه مطلب:![]()
تو رو با يه حس تازه با خودت تنها ميذارم
گاهي وقتا توي خلوت ميشه عشقو زير و رو كرد
ميشه بي ترس شنيدن با يه اينه گفتگو كرد
پشت يه سوال مشكل گاهي يه جواب ساده س
خيلي وقتا اين سواره كه تو حسرت پياده س
بن موندن و نموندن گرچه يك ثانيه راهه
بين رفتن و نرفتن گاهي صد سال سياهه
توي ترديد نگاهت پر خواباي نديده س
تو يقين ارزوهات لحظه هاي نرسيده س
وقتي كه ميون راهي نگو اخرش همينه
هميشه تو پيچ جاده اتفاقي در كمينه
گفتنيهامو شنيدي من ديگه حرفي ندارم
تو رو با يه حس تازه با خودت تنها ميذارم...
:ادامه مطلب:![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




